ذبيح الله صفا
1013
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
اوايل سدهء يازدهم است . در شعر بنام خود تخلص مىكرد و بسبب آنكه از خاندان « سادات دستغيبيهء » شيراز بود به « نظام دستغيب » مشهورست . پيشينيان اين خاندان مدعى بودند كه كسى از راه انكار از جدشان شجرهء نسب سيادت طلب داشت ، ناگهان دستى از غيب برآمد و آن شجرهء نسب را بدان مدعى نمود و ازينروى او و بازماندگانش بدستغيب شهرت يافتند ! وى در آغاز جوانى با دانشهاى زمان آشنا شد و در خط نستعليق مهارت يافت و چنان كه عبد النبى فخر الزمانى گفته بر اثر آشنايى با مير محمد مؤمن عزّى فيروزآبادى كه در شيراز بسر مىبرد ، شروع بتمرين شاعرى كرد . عزّى بدانشهاى ادبى عربى آشنا و در نظم و نثر قادر بود « 1 » و ميرزا نظام را در حجر تربيت گرفت و او به زودى در شعر مهارت يافت و در اين راه هم از عنفوان شباب نام برآورد و بقول عبد النبى فخر الزمانى « در آغاز جوانى آنقدر اشتهار يافته كه ديگران در انجام پيرى نيافتهاند . » همين امر ، يا آغاز كردن شاعرى در ابتداى جوانى باعث شد كه نظام با آنكه در جوانى مرد ، ديوانى بكمال ترتيب داد . شمار اشعارش را نصرآبادى و مؤلف روز روشن سههزار بيت نوشتهاند و صاحب ميخانه عدد آنها را مقارن بيست و هشت سالگى شاعر چهار هزار بيت گفته است . نسخهيى از ديوانش كه به شمارهء 2993 . Or در كتابخانهء موزهء بريتانيا ملاحظه شد در حدود دوهزار بيت دارد و از قصيده و غزل و ساقىنامه ببحر متقارب و ترجيعات و تركيبات تشكيل شده است . قصيدههايش بيشتر در منقبت امامانست . نسخههايى ديگر از همين ديوان در دستست . در مقدمهء نسبة مشروحى بنثر كه جامع ديوان او « حيّان مالى » نام نوشته شرح حال شاعر و كيفيت جمعآورى ديوانش آمده است و جمع آوردن اين ديوان بوسيلهء حيّان مذكور ، بتصريح خود او ، بسال 1030 يعنى يك سال پس از مرگ نظام انجام شد .
--> ( 1 ) - دربارهء او بنگريد بميخانه ص 641 ؛ آتشكده ، بمبئى ص 290 و عرفات - العاشقين .